با من ببار ای آسمان… دل خسته ام از این جهان… من کودکی درمانده ام! در شهر غم جا مانده ام! مرا دگر صدا مکن… ز حال خودت جدا نکن که شام سحر ندارد… به حال خود رها کنی! به خاک و خون فتاده را که یاریت اثر ندارد… با من بخوان آواز غم چون میروی از یاد هم!

سرور اختصاصی پرسرعت نیمبها
متن کامل ترانه
با من ببار ای آسمان… دل خسته ام از این جهان… من کودکی درمانده ام! در شهر غم جا مانده ام! مرا دگر صدا مکن… ز حال خودت جدا نکن که شام سحر ندارد… به حال خود رها کنی! به خاک و خون فتاده را که یاریت اثر ندارد… با من بخوان آواز غم چون میروی از یاد هم!
با من ببار ای آسمان… دل خسته ام از این جهان… من کودکی درمانده ام! در شهر غم جا مانده ام! مرا دگر صدا مکن… ز حال خودت جدا نکن که شام سحر ندارد… به حال خود رها کنی! به خاک و خون فتاده را که یاریت اثر ندارد… با من بخوان آواز غم چون میروی از یاد هم!