شهسوار قصه های عاشقی فاتح قلب بی ریای من بتاز ای رخش عاشق کش فریاد از عشق بیداد از تو بتاز ای رخش عاشق کش صدایت میزنم جانا تو بی اندازه زیبایی تو می میدادی و من مست از آن چشمان رویایی لبانت بوسه بر راز شراب سرخ شیرین است که فرهادم کند سر گشته در کوه پریشانی شهسوار قصه های عاشقی فاتح قلب بی ریای من بتاز ای رخش عاشق کش فریاد از عشق بیداد از تو








