متن آهنگ هایده و مهستی ساقی ساقی به ساغری دیوانه کن مرا مست جنون به یک پیمانه کن مرا به رهش مگر ز مستی گل زندگی بریزم شده ام غبار و ترسم ز میانه برنخیزم امشب که می آید به بر بر ضد شبهای دگر آتش به دل سر می زند آشفته ام چون موی او مستانه رفتم سوی او مرغ دلم پر می زند








