متن آهنگ امیر تتلو چشمامو بشور توکل الله من اومدم یک یک دو دو هشت ایندفعه فرق داره ولی من برم هم یه منِ شدیدتر میاد اینو گفته بودم ، نه ؟ یادت میاد ؟ In the name of God ایمور تتلو بسم الله ارحَم الراحِمین ایمورتالو به نام خداوند بخشنده بخشایشگر چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد … آزادی، آزادی، آزادی (چشمامو بشور ای اشک ، چشمام و بشور) من هنوزم یه بچم ولی جِرواجر بدجوری قلبِ این بچه پاره اس تنها چیزی که اگه بشکنه قیمتی تر میشه دله ما کی باشیم که بگیریم انتقام ؟ اون بالا خدامون پس چه کاره اس؟ استغفرالله ( پس چه کاره اس؟) استغفرالله ربی و اتوب الیه بعضی وقتا باید از یک تا چهار و پنج و حتی شیش گذشت هفته یا هشته چارهاست! صبر ! میتونی صدام کنی چی ؟ یه وقتا تو عمق تاریکی نگاه کن آسمونو میبینی ، بَه ! پُر از ستاره اس ! ستاره ها زیادن ولی یکیشون از بقیه پُر نور تره! باز من تو عمق تاریکی منتظرِ نور چشمامو بشور ای اشک که نمیدونی تو این راه ، من چیا کشیدم (یه قهرمان که صندوقچه اسراره ) نه نمیتونی تصورش هم کنی حتی چه حرفاییو اونم از کیا شنیدم !!؟ (اوه اوه اوه ، از کیا شنیدم !!) ولی اینقدر مار خوردیم که افعی شدیم اینم گفته بودم ؛ نه ؟ بله ، اینم گفته بودم ! آره گریه تو چشمامو بشور که از این دیارِ غم پیاده میرم خوشحالی باشه انشاالله (خوشبختی) بعضی وقتا سکوت ، بلند ترین فریاده ! فکر نکن تحمل آسون بود و فکر نکن کمه زخمام مگه من زیاد نمیگم ! من که میدونی کلا زیرِ سوزنم (زیاد نمیگم) تحملِ درد بالا وقتی داری درد میکشی یعنی هنوز زنده ای ! اونم باز به لطفِ خدا چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد … (چشمامو بشور ای اشک ، چشمام و بشور) کاش با هم طوری رفتار میکردیم که توقع داشتیم خداوند با ما رفتار کند و کاش همدیگر را جوری میبخشیدیم آنطور که دوست داشتیم خداوند ما را ببخشند و کاش زندان نمیساختیم، شاید آنگاه در مسیر درست قرار میدادند زندانی را خداوند متعال. >کاش آزادی حاصل میشد تا همه خوش باشند و با آسودگی خاطر، آبادی را دریابیم با هم . کاش ! ای کاش … این زبونه دیگه خسته اس دیگه مو درآورده از این تکرار و تکرار (تکرار) فقط لوپِ بیخود (تکرار و تکرار) همش تعریف و تمجید همش تعریف و تمجیدِ بیخودی و مَجیزگویی هی از من عشق ، از من آزادی ، درگشایی از بقیه فقط انکار و انکار و هی اجبار و اجبار آینه اول لبخند نمیزنه (به جا تشویق) قاعدتاً لبخند اول وظیفه توئه همش تحمیل ، همش تهدید ، همش تحقیر ! من هنوزم همونم ، همون میسپارم به خدا و میرم میبخشم و میرم ، ببین هر چی که باشه میرم برسم به آرامش آره میبخشم حتی اگه کسی خونَمو رو این زمین مَشتی بپاشه ! (یکی از نشونههای پیروزی مقابل دشمن ، گذشت و بخششِ ، اونم میسپرم به خدا) بله من سرمو میندازم پایین اصلا از این به بعد تو روم هر کی که وایسه بذار فکر کنن زدن (وایسه) ما هم میگیم زدن ! شما هم بگین زدن ! بذار بشکنن ، تیکه تیکه کنن وقتی که رفتن درست میشه ، خوب میشه خودش هر کی که آسه ! البته خودش که نه ! به لطف خدا شکراً لله شکر خداوند چشمام و بشور ای ماه کامل ، نور تو قلبم بریز که واقعا یکم آرامش لازمه دیگه ! که به قشنگیت قسم این روزا تو دردم یه ریز (تو دردم یه ریز ، تو دردم یه ریز ) باز میشه این در ، صبح میشه این شب ! چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد … (چشمامو بشور ای اشک ، چشمام و بشور) میدونی خیلی وقتا خیلی برنامه ها رو چیده بودم که به موقعش تختِ فلان تخت داره … دیگه … یه روز میشه سخت کارِت آره یه چی تو همین مایه ها بود دیگه خلاصه درحال برنامه چیدن برا طرف بودم که ؛ بفهمونم بهش کُت تَن کیه ولی مثلا سه چهار ماه دیگه مونده بود تا حقشو بزارم کف دستش ؛ طرف خودش جونشو از دست داد توی یه حادثه (اصلاً کلا بی ربط به داستان من) اصلاً به من نرسید که بخوام کاریش کنم تازه ؛ من هرکاریش میکردم لااقل زنده میموند چون ؛ ما وِگنیم و دستورِ مرگ نمیدیم و از چرخه مرگ خارج ! و جانِ هیچ موجودی رو نمیگیریم و عقیدهمون اینه جان گرفتن فقط مخصوص خداوند متعال است ، همانطور که جان بخشیدن ! پس ببین همانطور که پاداش خداوند بهترین پاداش است ، عذابشون هم سخت ترینه ! پس تو برو خود را باش ! که حتی پا کج نمیذاشتی تو تنهاییتم اگه درست میفهمیدیم ! بذار اشکات بیاد و بشوره خوب نفرتاتو یه سور بهشون بکوب بذار خالی شی ، سرحالی شی میدونم نی حق داری توام بیبی خب (وجدانا) که تو زندگی کردنت کشون کشون نشون به اون نشون گرون همه چی ، خون شده به نرخِ نون سرِ لج با یه عده شیادِ بی رحم و بی غیرتِ حیف نون ولی خب خدا بزرگه ، همه متوکل به ایشون میرسیم بالاخره به عیدمون آره میرسیم بالاخره به یکی که هست همه جوره چِفت و شبیه و دقیقا عینمون آره خب خدا بزرگه ، همه متوکل به ایشون میرسیم بالاخره به عیدمون آره میرسیم بالاخره به یکی که هست همه جوره چفت و شبیه و دقیقا عینمون به وفاداری اما چه فراموش کارن مردمِ زنده کشِ مُرده پرست تو ببخش و رد شو ، فقط اما طاقت بیار سفت ! فقط اما طاقت بیار قوی و محکم ! طاقت بیار قدرتمند ! طاقت بیار با صداقت ! نفساتو بلند و عمیق بِکِش ، اشک بریز بگذر از تیرگی و انتقام و دود و حتی پاکت سیگار حتی پاکت سیگار ( بله ، بخشش ، روشنی ، رحم ، مروت ، محبت ، معرفت) بگذر از تیرگی و انتقام و دود و حتی پاکت سیگار تَرکِش کن بِره ! قلبمو بشور ای عشق ، ای عشق پاک بشم از نارو از سواستفاده ( آره ذره ذرهاشم نه ، همهچیمو بردن ، همهچیمو بردن ) یه بار گفتم نگاه به لبِ خندونم نکن توم افتضاحه ( توم افتضاحه ) آره قلبمو بشور ای عشق که یکی بیاد که خیره شم بهش ( آسودگی خاطر ) بله حداقل یکی باشه که بشه روز روشن باهاشو ، آره پیشش بشه نیمه شب بهشت ( ممکنه باشه فردا دیرا ) که انگاری نیستم اصلا تو این عالم بشور تنمو که دیده شم به چشم ببین تو این پسرو یه بار درست ببین تو این پسرو یه بار این منِ تنها ، واسه این دستا ، قفل ، وجدانا سخته همینشم نوشت ! (همینش هم نوشت) اما شُکر ، بالاخره شد ! ( آقای ایمور تتلو شما از این به بعد به لطفِ خدا آزادِ آزادِ آزادی ) چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد … (چشمامو بشور ای اشک ، چشمام و بشور) بخشیدن یا انتقام گرفتن فقط کارِ خداوند متعاله و کارما پس دادن ، کارِ طبیعت هوشمندی که آفریدن ! پس بیا الکی خودتو با نبخشیدن و انتقام تیره نکن و با بخشیدن و به خدا سپردن و دعا روشن شو ، که هیچ موجودی و هیچ چیزی نه اندازه خداوند آگاه به اعمال و حتی قلبها و مغزهاست ، و نه میدونه و نه میتونه ، چقدر و چطور باید ببخشه و چقدر و چطور باید پس بده ، اون که نباید بخشیده شه ! ( اون که نباید بخشیده شه ) اون که باید ببخشه خداوند هستند و بس ! این تنم نایی نداره ، این کمر خم ، این چشا یه روز حتی روزِ خوش ندید ! ( کمرم محکم ، قوی ، استوار ) روز خوش هم میبینیم به زودی به شکرِ خدا زندگیمم که همیشه خودِ خطِ مُقدم و طبیعتاً همین بدنم ، تنم ، هر بار بوده خب شهید ! ولی دوباره زنده شدم زنده شدم به لطف خدا خدمتا رو که کسی یادش نمیمونه همه غرق نفرت شدن و دنبالِ سوتیان ازت (باید شیش دُنگ باشی، حواس جمع) کافیه یه ثانیه از کوره در بری ، میکنن باز با یه عمر کار و معرفت و خوبی هم ، بَدَت ! خوبی هم ، بَدَت خوبی هم ، بَدَت عیب نداره تو واسه خدا انجام بده مغزم و بشور ای اشک ، که خوب طاقت بیاره فحش نده آخه همونی که فکر میکردم همش جواهرِ این انگشتره ( متانت ) بله همون زد ، همون که فکر میکردم جزو پنج انگشتمه (پنج انگشتمه ) چون حواسم نبود پنج انگشت یکی نمیشن و ممکنه و میشه ببینی که یکی هم دشمنه ! ( دوستی ، صمیمیت ، صلح ) چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور چشمامو بشور ای اشک ، چشمامو بشور که ببخشم و بکن ازم انتقامو به دور (بخشش، دوستی ، صلح، آزادی ) این تماس از زندان تهران و تماسگیرنده زندانی میباشد … بله یه بار گفتم و البته اینو دیگه همه میدونن که قضاوت کردن و تصمیم گیری و انتقام گرفتن یا بخشیدن فقط مخصوص خداوند هستند و بس ! پس تو فقط میتونی ببخشی و بِری چون در این صورت خداوند اگه بخوان میبخشن ، اگر هم نخوان یه جوری به سزای عملش میرسونن طرفو که صد سال هم تو نمیتونی ! ولی اگه انتقام بگیری و خداوند میخواستن ببخشن و یه فرصت دیگه به طرف بِدَن چی ؟ فکرشو کردی ؟ پس ببین ، اگه تو انتقام بگیری و خداوند بخوان ببخشن ، قضیه داستان میشه دیگه ! دست بُردی تو کارِ خدا ! و هم دست بردن تو کارِ خدا ، بی حرمتیِ وحشتناکیه و قلبت و روحتو کثیف میکنه ، و هم اگه آدمِ کثیفو بزنی فقط دستاتو کثیف کردی ! اینم قبلاً گفته بودم ، نه ؟ چون کسی که ذاتش کثیفه ، با کتک خوردن از تو تمیز که نمیشه هیچ ، تازه ، تازه کُفری و کثیف تر هم میشه ! این آهنگ میتونه از زبونِ یه کشور باشه این آهنگ میتونه از زبونِ یه ملت باشه این آهنگ میتونه از زبونِ یه بندهی خدا باشه خلاص








