متن آهنگ سهراب فرتاش کجا سفر رفتی کجا سفر رفتی که بیخبر رفتی اشکم را چرا ندیدی از من دل چرا بریدی پا از من چرا کشیدی که پیش چشمم بر دگر رفتی بیا به بالینم که جان مسکینم تاب غم دگر ندارد جز بر تو نظر ندارد جان بی تو ثمر ندارد مگر چه کردم که بیخبر رفتی چه قصهها که از وفا گفتی با من تو بیمحبتی کنون جانا یا من تو چنان شرر به خدا خبر ز خدا نداری رود آتش از سر آن سرا که تو پاگذاری سوز دلم را تو ندانی آتش جانم ننشانی با غمت درآمیزم از بلا نپرهیزم پیش از آن بَرَم بنشین کز میانه برخیزم رو به تو کردم به خدا خو به تو کردم که همآواز تو باشم دل به تو بستم به امیدت بنشستم که قدحنوش تو باشم چه شود اگر نفس سحر خبری ز تو آرد به کس دگر نکنم نظر که دلم نگذارد رفتی و صبر و قرار مرا بردی بردی طاقت این دل زار مرا بردی بردی مشخصات موزیک کجا سفر رفتی خواننده: سهراب فرتاش عنوان اثر: کجا سفر رفتی سبک: پاپ احساسی ترانه سرا: نامشخص آهنگساز: نامشخص تنظیم کننده: نامشخص تاریخ پخش: ۲۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ منتشر شده در سایت آپ تیون








