متن آهنگ علیرضا قربانی چهارراه استانبول تو نه خوابی، نه خیالی، نه تمنای محالی نه ز دیروز و نه فردا، نه ز افسانه نه رویا رویای منی خواب منی، در دل بیداری من تو حسرت پنهان شده، در خنده و در زاری من رویای منی خواب منی در دل بیداری من تو حسرت پنهان شده در خنده و در زاری من دار و ندار من و دل، سوخته در آتش درد آه که آوار جنون با من دیوانه چه کرد دار و ندار من و دل رفته به تاراج جنون آینه ی باور من خفته به خاک سر و خون سهم مرا جنون بنویس بخت مرا نگون بنویس جان مرا به شعله بکش نام مرا به خون بنویس جان مرا به شعله بکش نام مرا به خون بنویس








