متن آهنگ نوش در نوش نظامی گنجوی مهتاب شبی چو روز روشن تنها من و تو میان گلشن من با تو نشسته گوش در گوش با من تو کشیده نوش در نوش گردم ز خمار نرگست مست مستانه کشم به سنبلت دست بر هم شکنم شکنج گیسوت تا گوش کشم کمان ابروت با نارِ برت نشست گیرم سیب زنخت به دست گیرم گه نار ترا چو سیب سایم گه سیب تو را چو نار خایم گه زلف برافکنم به دوشت گه حلقه برون کنم ز گوشت گاه از قصبت صحیفه شویم گه با رطبت بدیهه گویم گه گِرد گُلت بنفشه کارم گاهی ز بنفشه گل برآرم گه در بر خود کنم نشستت گه نامهٔ غم دهم به دستت یار اکنون شو، که عمر یار است کار است به وقت و وقت کار است چشمه منما چو آفتابم مفریب ز دور چون سرابم از تشنگی جمالت ای جان جو جو شدهام چو خالت ای جان یک جو ندهی دلم در این کار خوناب دلم دهی به خروار غم خوردنِ بیتو میتوانم می خوردن با تو نیز دانم در بزم تو می خجسته فال است یعنی به بهشت، می حلال است این گفت و گرفت راه صحرا خون در دل و در دماغ صفرا وان سرو رونده زان چمنگاه شد رویگرفته سوی خرگاه مشخصات موزیک نوش در نوش خواننده: نغمه عنوان اثر: نوش در نوش سبک: پاپ احساسی ترانه سرا: نامشخص آهنگساز: نامشخص تنظیم کننده: نامشخص تاریخ پخش: ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۵ منتشر شده در سایت آپ تیون








