تو یه پاییز زرد شب بارونی و سرد! با یک دنیا غرور رفتی ب یه جای دور… با یه زخم عمیق با یه جمله عین تیغ! زدی زخمی ب دلم این بمونه طلبم… این خط و نشون میشه تنگ یه روز دلت نامهربون تو رفتی و من حالم هر شب رسید عشقم به جنون! این قلب مریضم نا ندار عزیزم… جا نفس کشیدن پر آه غلیظم! همه این دردا رو تو دلم گذاشتی… من دوست داشتم و تو دوسم نداشتی!








