خورد به این دل آخرش گذرت… من ز چشم تو نمیگذرم! در دست گرفتی خلق و خوی مرا… گره زدی به عشق وجود مرا… آمدی شدی بهانه ی من تک چراغ خانه ی من! عشق جاودانه ی من… ای ماه شبم چه خوش به من درخشیدی… به قلب من نفس میدی به درد من تو تسکینی! شعله میکشد نگاه تو به قلب من! خنده های تو شده دوای درد من اولین و آخرین من خود تویی… موج موی تو بهانه ی این عاشقیست… بی نظیر و بهترین من خود تویی!








