با لبات قهرم با چشات قهرم نگام نکن با نگات قهرم! عاشقت بودم نفهمیدی هی بهت گفتم هی تو خندیدی… زخم زبونت به دلم نشست سنگ عاشقات سرم و شکست! یادمه یه روز مست و مستونه داد زدم بیا بیرون از خونه سنگ آخر و تو به من بزن خندیدی گفتی برو دیوونه… وقتی که عشق و دیدی تو نگام وقتی که اسمت آومد رو لبام… داد زدم یه روز توی کوچه ها اینو بدونین همسایه ها! من دیگه دارم میمیرم براش خندیدی گفتی عاشقم نباش…








