تو اونی که ، تا اومدی… رنگی شد این خونه از خاطرات خوب تا یه نقطه امن! تعریف من اونه… اون تفاوت با کل دنیا حس نابی بود ، نابی بود! با کمترین چیزا خوشبخت بودیم… آسمون آبی بود دستای ما جدا شد از سو تفاهمی که شد تو همه چیزو که نمیدونی! کلافه کردم تورو خب هرچی بگی قبول ولی چرا مراقبم نبودی وقتی چشمامو میبندم… تورو تو بغل میگیرم تو اولین منی واسه همیشه! تا روزی که حقیقت خودشو نشون نده… هیچ رابطه ای تموم نمیشه اگه بر میگردی باید از عشق باشه نکنه بخوای به من پناه بیاری من فقط درک میخوام!. همدلی و صبر میخوام تو باید امیدو تو دلم بکاری… تو باید امیدو تو دلم بکاری دستای ما جدا شد از سو تفاهمی که شد! تو همه چیزو که نمیدونی… کلافه کردم تورو خب هرچی بگی قبول ولی… چرا مراقبم نبودی! این قطعه با فضایی آرام و ملودی گیتار، روایتگر دلتنگی، سوءتفاهم و امید به دوباره ساختن یک رابطه است. ترکیب احساسات صادقانه با تنظیم ملایم، آن را به اثری احساسی و مناسب لحظههای خلوت و تأمل تبدیل کرده است.








