این روزا، بیهوا عصبی و بدفاز میشم، این روزا نمیدونم سر چه تاوان پس میدم. این روزا این دنیا کل دلخوشیمو گرفت، نصف دردامه، آسمون شنید؛ سریع بارون گرفت. اگه دیدی یه روزی که دلت تنگ شده، بدان این روانی هنوز عاشقته. بگو، آخه کی میفهمتت قد من وقتی حالت بده؟ چشات دریا بود و دل من کشتی طوفانزده. از دستم عاصی شدنی، تو ای حوالی، بیرحم شدی، سنگ شدی، درد بگیری الهی. خونهات آباد، چنی سخته جدایی، به بد کسی زخم زدی، نمونده راهی. آمد عاشقم کرد، بعد پیچید رفت، ازم ساختی یه روانی رد بیمغز. توهماتم دوز شیشه، این قلبمو دفن کرد، رفت، بعد بهم رکب زد و همهش این مقصر دل منه. که هربار میشکنه، از همه بهتر میخونه، احترامت واجبه، ولی برو، نمیخوام. نه دیگه، هیچجوره کوتاه نمیام، نمیام.








