دزدیده چشمان من را اشک نبودن های تو… خفته نهنگ قلب من در ساحل دریای تو! ای قهر تو کابوس من ای چشم تو فانوس من آتش بزن بر جان من تا پر کشد ققنوس من ای دوریت زندان من اندوه بی پایان من… مشتاق دیدارم بیا ای یوسف کنعان من! مست و خرابم میکنی بیدار و خوابم میکنی… هربار حوابم میکنی باز انتخابم میکنی!








